السيد الخميني

388

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

ثابت نموده و يك هزار متر زمين به عنوان مغبونى گرفته و تصرّف نمودند . اكنون كه سه سال از اين جريان مىگذرد يكى از آن ورّاث مىگويد من ملكى كه قبلا داده بودم نسبت به سهم خود استرداد مىكنم . مستدعى است تكليف وارثها را در اين مسأله روشن فرمائيد . ج - با فرض ثبوت « غبن » ، تقسيم أوّل صحيح نبوده و چون تقسيم جديدى نشده تركه بين همهء ورثه مشاعا مشترك است ، و اگر بخواهند بايد با تعديل سهام نسبت به سهم الإرث هر يك ، تقسيم جديد نمايند . س 40 - مادرى دو ساعت و نيم آب و ملك داشته كه تا حين فوت هم در تصرّف خودش بوده است . در أيّام عزايش گفتند نوشته‌اى در ميان نيست ، خصوصا برادرش إظهار داشت كه من براى خواهرم قلم به كاغذ نگذاشتم . هشت ماه از فوت مادر گذشت و أموال طبق قانون إرث تقسيم شد . بعد از مدّتى همان برادر صلحنامه‌اى نشان داده كه دو ساعت آب و ملك را مادر به دو تا از دخترها داده ( با امضاء همان برادر كه منكر نوشته بود و أثر انگشتى هم در آن ديده مىشود ) ولى كسى نيست كه شهادت دهد كه اين أثر انگشت مادر است ، و مادر هم در حياتش نگفته كه نوشته‌اى هست ، لذا ما به شكّ افتاده‌ايم . حال بايد به آن صلحنامه عمل شود يا نه ؟ ج - تا صلح مذكور به طريق شرعى إثبات نشود كسى حقّ مزاحمت ورثه را ندارد ، و تنها صلحنامه اعتبار شرعى ندارد مگر موجب علم شود .